| مقالات سياسي | |
|
سايتهاي خبري
روزنامه ها
سايتهاي منتخب
وبلاگهاي منتخب
ارسال نظرات و پيامها
آمار بينندگان
|
۱۳۸٩/٦/٢۸
در برابر توهین به قرآن عزیز ساکت ننشینید
در برابر توهین به قرآن عزیز ساکت ننشینید ! همین
۱۳۸٥/٤/٤
دربرابر توهین به پیامبر اکرم ساکت ننشینید!
We Condemn Muhammad Cartoons (Caricatures) In Danish Newspaper ( Jyllands Posten , Denmark ).
۱۳۸٢/٦/٢٠
۲۰ شهريور از نگاهی ديگر
استانسفيلد ترنر رييس اسبق سازمان سيا كه او را عامل مرگ سازمان سيا ناميده اند در كتابی با نام پنهانكاری و دموكراسی پرده از دخالتهای سيا در شيلی برداشته است . «CIAدر طول سالهاي 1963 تا 1973 با تصويب شوراي امنيت ملي توانسته بود در شيلي 33 مورد طرح عملياتي به صورت مخفي به اجرا در آورد.» اين عملياتهاي پنهاني زنجيره وار CIA در نهايت در 11 سپتامبر 1973 با قتل سالوادور آلنده و روي كار آمدن ديكتاتور دست نشانده آگوستو پينوشه, به نتيجه نهايي رسيد. پيوندها : گزارش سازمان سيا پيرامون دخالتهايش در شيلي 11 سپتامبر ، روزي كه دموكراسي در شيلي مرد (گزارشي از بي بي سي) آخرين عكس از آلنده ، او با مسلسلي كه از كاسترو هديه گرفته بود به مبارزه با كودتاچيان پرداخت نظرات خوانندگان
۱۳۸٢/٦/۱٢
عمق خط نفوذ
وصيت نامه شهيد لاجوردی ، دادستان اسبق انقلاب خداوندا تو شاهدی به همان اندازه – بلكه صد چندانکه به امام قاطع و سازش ناپذیر عشق می ورزم نسبت به سازشکاران و مدافعان عملی ضد انقلاب – اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند - نفرت دارم. بیم آن دارم که حوادث مشروطه مجددا" تکرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود. خداوندا از تو مصرانه می خواهم دست و قدم زبان و قلم همه کسانی را که در جهت رهانیدن ضد انقلاب و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت اعمال قدرت و نفوذ کرده اند و کسانی که پذیرای این ننگ شده اند تا چند روزی به کام وهم و خیال رسند برای همیشه از سرنوشت این مردم شهید پرور و شاهد قطع فرمایی. خدایا چون عاشق نظام بوده ام از آن ترس داشتم که افشای چهره سازشکاران لطمه ای – ولو ناچیز- به نظام وارد آورد . به آنها توصیه می کنم که جدای از لفاظی و بازار گرمی های صنفی به قیامت و حسابرسی های دقیق آن روز باور پیدا کنند و مواظب باشند از آن دسته ای نباشند که قرآن دربارشان فرموده : لم تقولون ما لا تفعلون کبرمقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون ....خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان می نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس....! برقرار می کنند هم آنها را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند هم در مبارزه بر علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضای مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان جا می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقها روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند ) به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا ترتیب اثر نداده اند ( اگر چه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا ). به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیاد تر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر شیوه های منافقانه منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنها را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود آورده اند . به گونه ای که عملا عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها ، حفظ و ابقاها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند. اینها همه پوچ است و بی اهمیت ، مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاشها گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدایی شان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی چیز دیگری نیست و با بهرگیری از تجربیات مثبت و منفی هم پالگی های چپ و منافقشان توانسته اند متاسفانه به نسبت بسیار زیادی ( زیاد تر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51-54) تعداد کثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف الحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان در مواردی نظیر به شهادت رساندن رجایی و باهنر با دست روی دست مالیدن های مسامحه کارانه به مصلحت اندیشی های پشیمانی آورنده متوسل شوند . باز مهمتر از همه این که با کمال تاسف توانسته اند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمایند . هان ای خانواده عزیزم به هوش باشید! مبادا فریب تائید و تکریم های این منافقان جدا از دین را بخورید چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمانها و ابوذرها را جرات لحظه ای هم لباسی و هم شکلی با آنان نباشند. پيوندها: بخش اول عمق خط نفوذ ، بازهم شهيد سازي پيوند ويژه: بولتن مجاهدين انقلاب در گذر زمان
۱۳۸٢/٦/۸
"من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا" آيه الله سيد محمد باقر حکيم، در روز ولادت امام محمد باقر (ع) و در حرم امير المومنين (ع)، مهمان ابا عبد الله الحسين (ع) شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. يقينا خون اين شهيد بزرگوار و ساير شهدای اين حادثه، روند فروپاشی آمريکا را تسريع خواهد نمود و آنان را از کرده خويش پشيمان خواهد کرد. اللهم عجل لوليک الفرج و اجعلنا من المستشهدين بين يديه * * * * "جناب حجت الاسلام آقاي محمد باقر حكيم از مهمانان عزيز اينجانب و جمهوري اسلامي ايران است ." صحيفه امام ج 21 ص 315 – 19/12/67
"ملتهاي اسلامي حتما دليل اين واقعه را دريافته اند كه چرا در ايران مطهري ها و بهشتي ها و شهداي محراب و ساير روحانيون عزيز و در عراق صدر ها و حكيم ها و در لينان راغب حربها و كريم ها و در پاكستان عارف حسيني ها و در تمامي كشورها روحانيون درد آشناي اسلام ناب محمدي صل الله عليه و آله هدف توطئه و ترور مي شوند ." صحيفه امام ج 21 ص 120 – 14/6/67 نظرات خوانندگان
۱۳۸٢/٥/۱٤
قدرت تحليل
واجب ترين كار سياسي در دانشگاه اين است كه جوان دانشجو قدرت تحليل پيدا كند، حوادثي را بيخودي بهم ربط مي دهند و بيخودي از هم جدا مي كنند. اگر شما قدرت تحليل داشته باشيد، وقتي به مسائل جامعه خودتان نگاه مي كنيد آن را مي فهميد، جريانها را مي شناسيد، هدفگيريها را مي شناسيد، آدمها را مي شناسيد، آينده را حدس مي زنيد و تكليف خودتان را مي فهميد. همين طور وقتي به مسايل جهاني نگاه كرديد جريانهاي جهاني، تحركات جهاني و مسايل جهاني را درك مي كنيد. در روزنامه خبر را مي خوانيد مي فهميد كه بناست چه كاري انجام بگيرد. آينده را پيش بيني مي كنيد، بر اساس آن پيش بيني تكليف خودتان را مي فهميد كه بايد الان چه كار كنيد و كجا باشيد.
۱۳۸٢/٤/۳٠
کناره گيری قهرمانانه !
بازخواني يک يادداشت به مناسبت سالگرد قيام ۳۰ تير 50 سال پيش در مرداد ماه سال 1331 دكتر مصدق كه علاوه بر پست نخست وزيري، وزارت جنگ را نيز بر عهده داشت ، سرلشكر وثوق را به عنوان معاون خود در وزارت جنگ برگزيد. اين اقدام او تعجب مردمي را كه بعد از استعفاي سوال برانگيز او براي بازگرداندنش به كرسي نخست وزيري، در 30 تير به رهبري آيه الله كاشاني قيام كرده بودند برانگيخت، چراكه مي ديدند عامل اصلي سركوب و كشتار مردم در آن قيام ، اكنون به جاي اينكه محاكمه و مجازات شود ، مورد عنايات نخست وزير قرارگرفته و در عالي ترين مناصب حكومتي به كار گمارده شده است...
۱۳۸٢/٤/۱٧
اقدامات آتي افراطيون
چند وقتي است كه به دلبل پيگيري يك طرح مطالعاتي – تحقيقاتي شخصي، كمتر فرصت نوشتن پيدا مي كنم . اما پيشنهاد مي كنم اگر فرصت كرديد نگاهي به مقاله "استعفاي خاتمي منتفي است" بياندازيد . اين مقاله كه شايد بهتر بود به پنج مقاله مجزا تقسيم مي شد به برسي مباحثي نظير: لوايح دوگانه، خروج از حاكميت، بحران آفرينيها و آشوبها، طرح برگزاري رفراندوم، رابطه افراطيون با آمريكا، تلاش براي وادار كردن خاتمي به استعفا و معيارهاي دوگانه اصلاح طلبان مي پردازد. * * * * ... مگر دولت خاتمي و مجلس ششم از قوه قضاييه توقع نداشتند كه از مطالبه اختيارات قانوني خويش چشم پوشي كند و خواسته به حق خود مبني بر برگشت امور قضايي تعزيرات به دستگاه قضايي ـ كه اكنون در دست دولت است ـ را مسكوت بگذارد؟ و مگر مجمع تشخيص مصلحت نظام با در خواست دولت و مجلس در اين زمينه موافقت نكرد و مساله را براي يك سال مسكوت نگذاشت؟ پس حتي اگر فرض را بر منطقي و قانوني بودن لوايح دوگانه بگذاريم، باز هم نمي توان عملكرد حاميان لوايح و رفتار دوگانه آنها را در برخورد با «پروژه لوايح» توجيه كرد...
۱۳۸٢/٤/٤
وصيت نامه اي كوتاه
وصيت نامه كوتاه شهيد والامقام احمد رضا احدي (دانشجوي رشته پزشكي) به نقل از كتاب"حرمان هور" (مجموعه دست نوشته هاي شهيد) :
۱۳۸٢/۳/۳٠
توضيحي براي بازتاب
در پي انتشار مقاله اي در سايت بازتاب در تاريخ 19/3/82 جوابيه ای براي اين سايت ارسال کردم . از آنجا که معمولا سايتهاي خبري دست به جرح و تعديل جوابيه ها مي زنند، اقدام بازتاب در انتشار متن کامل توضيحات ارسالي شايسته تقدير و تشکر است . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مديرمسؤول محترم سايت «بازتاب» منالله التوفيق
۱۳۸٢/۳/٢٥
بازخواني يک پرونده
بخشهايي از مقاله " كتاب مقدس براندازان " ساموئل هانتينگتون (Samuel P Huntington) استاد برجسته كرسي «حكومت» و مدير مؤسسه مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد آمريكا است و سابقاً رئيس جامعه علوم سياسي آمريكا و از مؤسسان مجله سياست خارجي بوده است. شهرت جهاني او بيشتر به خاطر نظريه برخورد تمدنها است (اين نظريه ابتدا در نشريه Foreign Affairs توسط هانتينگتون مطرح شد و انعكاسي جهاني يافت). اما مقاله حاضر، به اين نظريه مشهور نمي پردازد بلكه موضوع آن كتابي از اين نظريه پرداز آمريكايي است كه براندازان و تجديدنظرطلبان و يا به تعبير خود او «اصلاح طلبان» آن را «كتاب مقدس» خود مي دانند؛ كتابي كه چهره حقيقي هانتينگتون را هرچه بيشتر نمايان مي كند. او در پس اين چهره علمي، فعاليتهاي سياسي خود را همراه با هنري كيسينجر، برژينسكي و استانلي هافمن در شوراي روابط خارجي امريكا آغاز كرد كه اصلي ترين نهاد رهبري سياست خارجي آمريكا است. او همچنين سمتهاي سياسي، امنيتي و اطلاعاتي متعددي را از سال 1969 تا كنون عهده دار بوده است: در رهنمودهاي هانتينگتون جهت فروپاشي چنين مي خوانيم: * * * * هانتينگتون، به دانشجويان، به چشم افرادي مي نگرد كه در هر كجا باشند با هر حكومتي مخالفت خواهند كرد و معتقد است به همين خاطر «اصلاح طلبان» نيازي به استفاده از ترفندهاي پيچيده براي همراه كردن دانشجويان با خود ندارند. «دانشجويان، مخالفان جهاني هستند؛ آنها با هرگونه رژيمي در جامعه خود مخالفند. اما قادر به سرنگوني رژيم نيستند.» چرا كه «از حمايت ديگر گروهها در ميان مردم برخوردار نيستند.» * * * * در صفحه 213 كتاب «موج سوم دمكراسي» هانتينگتون، توضيح داده است كه چگونه خشونتهاي كنتراها (اپوزيسيون) توانست ساندينستها را كه به تازگي توانسته بودند با سرنگون كردن ديكتاتور «سوموزا» حكومت را در نيكاراگوئه به دست بگيرند، سرنگون كند. اقدامات خشونت آميز كنتراها طوري سازماندهي شده بود كه افكار عمومي ساندينستها را مسئول اين فجايع تلقي مي كردند. بعدها روزنامه هاي آمريكايي با استناد به يك سند سري كاخ سفيد، فاش ساختند كه كنتراها ساخته و پرداخته سازمان CIA بوده اند. اين افشاگري رسوايي بزرگي را براي رئيس جمهور وقت آمريكا به دنبال داشت ...
۱۳۸٢/۳/۱٤
آخرين پندهاي امام (ره)
اينجانب روح الله موسوي خميني كه از كرم عظيم خداوند متعال با همه خطايا مأيوس نيستم و زاد راه پر خطرم همان دلبستگي بكرم كريم مطلق است بعنوان يك نفر طلبه حقير كه همچون ديگر برادران ايماني اميد به اين انقلاب و بقاء دست آوردهاي آن و بثمررسيدن هرچه بيشتر آن دارم بعنوان وصيت به نسل حاضر و نسلهاي عزيز آينده مطالبي هرچند تكراري عرض مي نمايم و از خداوند بخشاينده مي خواهم كه خلوص نيت در اين تذكرات عنايت فرمايد. * به آنانكه ناآگاهانه مردم شريف و عزيز ما را متهم به روي گرداني از اصول و انقلاب و روحانيت مي كنند سفارش و نصيحت مي كنم كه در گفتار و كلمات و نوشته ها با دقت و مطالعه عمل كنند و برداشتها و تصورات نابجاي خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند. ** ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۳۸٢/۳/۱٠
متخصصان جعل و تحريف
سايت اينترنتي امروز (emrooz.org) متعلق به سعيد حجاريان، در واكنشي منفعلانه، اقدام به تحريف مقاله " هشت صفحه نامه سرگشاده " نموده است. اگرچه از مدعيان دروغين اطلاع رساني شفاف با آن همه اخبار غيرواقعي و جهت داري كه همه روزه منتشر مي كنند، نمي توان توقع "صداقت" داشت، اما با اين حال براي اطلاع آن دسته از افرادي كه هنوز معني شعار " دانستن حق مردم است " را به خوبي درك نكرده اند، به تحريفاتي كه در مورد مقاله مذكور اعمال شده است اشاره مي كنم: *** اميدوارم روزي بيايد كه مردم ايران ديگر شاهد استفاده از اينگونه شگردهاي غير اخلاقي نباشند. به اميد آن روز !
۱۳۸٢/۳/٧
هشت صفحه نامه سرگشاده
نامه نمايندگان در سال ۶۴ "مدتهاست بنا داشتيم حضوررسيده و عرايضي را پيرامون وضعيت اسفبار عمومي جامعه و انقلاب معروض داريم اما به دليل برخوردها و قضاوتهايي كه حتي در مورد ملاقاتها مي شود و بنا بر مصالحي بهتر ديديم كه بخشي از عرايض را كتبا تقديم حضور كنيم... **** آنچه خوانديد صدر و ذيل نامه سرگشاده اي بود كه با امضاي "جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي" در تاريخ 28/6/64 خطاب به " حضرت حجت السلام والمسلمين برادر خامنه اي رئيس جمهور محترم جمهوري اسلامي ايران " منتشر شد. اين نامه كه در آن اهانتهاي وقيحانه اي به مسئولين نظام ديده مي شد در 8 صفحه تنظيم شده بود. **** پس از پي گيريهاي اطلاعاتي به دنبال فرمان حضرت امام (ره) ، مشخص شد كه تهيه كنندگان اين نامه مهدي هاشمي و باند مرموز او بوده اند و امضاي اين نامه نيز جعلي بوده است. مهدي هاشمي دستگير شد و نخستين جلسه دادگاه او 19 تير 1366 تشكيل گرديد . (مهدي و برادرش هادي هاشمي نزديکترين مشاورين منتظري بودند. امروز بعد از گذشت 16 سال هنوز هم نمي توان ادعا كرد كه باندي كه مهدي هاشمي معدوم در آن فعال بود ، كاملا منهدم شده است. همچنين نمي توان اطمينان داشت كه باندهاي مشابهي شكل نگرفته باشند. والله اعلم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پس از تحرير : * روزنامه همشهري در تاريخ ۱۱/۳/۸۲ در ستون "حاشيه ايران" اقدام به چاپ مقاله "هشت صفحه نامه سرگشاده" نموده است.
۱۳۸٢/٢/٢٠
مبارزين خسته، مبارزين پشيمان، مبارزين دروغين
1- متاسفانه برخي مدعيان اصلاح طلبي در ايران، در مواجهه بامساله فلسطين، به جاي محكوم كردن حمايتهاي همه جانبه كاخ سفيد از جنايات شارون و يا به جاي دفاع از حركتهاي مردمي در قدس شريف، تمام توان تبليغي خود را صرف دفاع از عرفات مي كنند. شايد هنوز باشند كساني كه از اهداف و انگيزههاي اين مواضع سوال برانگيز بياطلاع باشند ... (عرفات در كنار جورج تنت رييس سازمان سيا) 2- تا قبل از اينكه عرفات به مذاكره بر سر سرنوشت فلسطين تن دهد، مردم و مبارزين فلسطين يكپارچه بودند. كسي در لزوم ايستادگي در برابر فشارهاي دشمنان شكي نداشت. اين يكپارچگي همان چيزي بود كه استكبار از آن وحشت داشت. از اين رو طرح جديدي در دستور كار سازمانهاي اطلاعاتي- جاسوسي واشنگتون و تلآويو قرار گرفت ... 6- هرروز تعدادي از مردم فلسطين توسط سزبازان اسراييلي كشته مي شوند. اشغالگران حتي به زنان و كودكان نيز رحم نمي كنند . برخي از بازماندگان «اردوگاه جنين» بعد از گذشت يك سال هنوز هم نتوانسته اند اجساد عزيزان خود را در ميان آوار بيابند. عرفات هم با حسرت آلبوم عكسهاي گفتگوهاي صلح را ورق ميزند و با خود آرزوي دور تازهاي از مذاكرات را دارد تا لااقل چند روزي را كه دوباره دورهم خواهند بود درآسايش طيكند. 7- بعد از كشتار فجيع اردوگاه جنين در سال گذشته و اعلام حمايت مجدد كنگره آمريكا و كاخ سفيد از رژيم اشغالگر، حزب شارون _ حزب حاكم ليكود _ با تصويب قطعنامهاي اعلام كرد كه هرگز تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني را نخواهد پذيرفت، ياسر عرفات هم بيدرنگ در مصاحبه با شبكههاي خبري آمريكا اعلام كرد حاضر اسـت موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسد. اما اين بار نه آمريكاييها او را «مرد صلح» لقب دادند و نه موفق شد دوباره جايزه صلح نوبل را بدست آورد. 8- امروز در فلسطين، مردم از وطن فروشها بيزارند و مادران و فرزندان شهدا سازشكاران را نفرين ميكنند. در اين ميان تنها موجودي حسابهاي خارجي «مبارزين پشيمان» است كه بالا ميرود و براي سازشكاران به جز روسياهي و مقداري پول-كه معلوم هم نيست فرصت خرج كردنش را پيدا خواهند كرد يا نه- چيزي باقينمانده است. 9- با اين همه باز هم در فلسطين انتفاضه جاري است. مردم با دستهاي خالي در برابر دشمن سينه سپر كردهاند و جوانان براي شهادت لحظه شماري ميكنند. فلسطين مدتها است كه تصميم خود را گرفته است و ديگر به هيچ كس فرصت وطن فروشي و خيانت نخواهد داد.
۱۳۸٢/٢/۱٤
آمار مربوط به آخرين هزار بازديد
سايتهايي كه در اين مدت مقالات اين وبلاگ را منعكس كرده اند به شرح زير هستند. كلمات كليدي مقالات پيامبر حضرت محمد (ص) امام علي (ع) اميرالمومنين امام حسن(ع) امام حسين (ع) معاويه يزيد امام خميني بهشتي مطهري رجايي باهنر لاجوردي روح الله خاتمي مقام معظم رهبري خامنه اي (حضرت آيه الله) هاشمي رفسنجاني كروبي ختمي حجاريان بني صدر تاج زاده ميردامادي گنجي سروش آغاجري مبلغ فروهر بهزاد نبوي محمد رضا خاتمي ابطحي يونسي حسينيان ابوترابيان كاشاني ميرحسين موسوي سعادتي شهسا كيومرث صابري منتظري صانعي طاهري اصفحاني مصدق بازرگان رجوي سرلشگر وثوق اخوي شاه پهلوي فرح فردوست عباس عبدي كيانوري علي قديري - جورج بوش كارتر نيكسون بلر هانتينگتون استانسفيلد ترنر سالوادور آلنده بن لادن صدام فري گابريل گارسيا ماركز اوشين پينوشه سامان رشدي آلوين تافلر سوموزا هنري كيسينجر استانلي هافمن برزينسكي عرفات ادوارد جي اپشتين سان تزو ليونل گيلزسايروس ونس كورت والدهايم - رييس جمهور رهبر فقهاي شوراي نگهبان نمايندگان مجلس نخست وزير مرجع تقليد دانشجو روزنامه نگار خبرنگار- وحدت ملي وفاق جاسوس جاسوسي محرمانه اسناد سري براندازي جنگ صلح تهديد نظامي جنگ سرد كودتا ترور شايعه دروغ عمليات رواني مشروطه تبليغات صلاحيت راهپيمايي رسانه هاي خبري بيگانه راديوهاي سانسور نشريات زنجيره اي سلطه طلبي زنان كودكان آواره اصلاح طلبي خشونت شيطان بزرگ افراط خواص عوام فقر فساد تبعيض گفتگوي تمئنها جنگ رويارويي فيلم كتاب اعتصاب شكنجه جريان شناسي فروپاشي تغيير شكل مدينه فاضله نافرماني مدني مقاومت فعال احزاب سياسي حزب كوي دانشگاه قتلهاي زنجيره اي كنفرانس برلين لوايح لايحه نظارت استصوابي انتخابات اختيارات خروج از حاكميت استعفا رفراندوم همه پرسي تهاجم حمله دفاع مقدس نظرسنجي دادگاه توقيف مقاله سياست فرهنگ هنر اقتصاد سرمايه قرائتهاي مختلف حقوق بشر موج سوم دموكراسي پنهانكاري و دموكراسي نيرنگ - جمهوري اسلامي انقلاب اسلامي ايران مجمع تشخيص مصلحت نظام مجلس شوراي اسلامي وزارت اطلاعات امورخارجه كشور علوم ارشاد ارتش سپاه بسيج صدا و سيما جامعه مدرسين حوزه علميه قم شوراي شهر تهران سازمان ملل شوراي امنيت دانشگاه تهران دانشگاه هاروارد كوي دانشگاه كاخ سفيد كنگره سازمان سيا شوراي روابط خارجي امريكا نهضت آزادي جبهه مشاركت حزب توده مجاهدين خلق منافقين مجاهدين انقلاب اسلامي كارگزاران تحكيم وحدت - شوروي كانادا استراليا روسيه سوريه ايران آمريكا عراق انگليس عربستان شيلي لبنان پاناما نيكاراگوئه اكودور لهستان افغانستان چين پرتغال گرانادا كامبوج ويتنام الجزاير فيليپين السالوادور پاكستان - روزنامه كيهان جمهوري اسلامي جام جم اطلاعات واشنگتون پست نيويورك تايمز الشرق الاوسط کلمات کلیدی مقالات پیامبر حضرت محمد (ص) امام علی (ع) امیرالمومنین امام حسن(ع) امام حسین (ع) معاویه یزید امام خمینی بهشتی مطهری رجایی باهنر لاجوردی روح الله خاتمی مقام معظم رهبری خامنه ای (حضرت آیه الله) هاشمی رفسنجانی کروبی ختمی حجاریان بنی صدر تاج زاده میردامادی گنجی سروش آغاجری مبلغ فروهر بهزاد نبوی محمد رضا خاتمی ابطحی یونسی حسینیان ابوترابيان کاشانی میرحسین موسوی سعادتی شهسا کیومرث صابری منتظری صانعی طاهری اصفحانی مصدق بازرگان رجوی سرلشگر وثوق اخوی شاه پهلوی فرح فردوست عباس عبدی کیانوری علی قدیری - جورج بوش کارتر نیکسون بلر هانتینگتون استانسفیلد ترنر سالوادور آلنده بن لادن صدام فری گابریل گارسیا مارکز اوشین پینوشه سامان رشدی آلوین تافلر سوموزا هنری کیسینجر استانلی هافمن برزینسکی عرفات ادوارد جي اپشتين سان تزو ليونل گيلزسايروس ونس كورت والدهايم - رییس جمهور رهبر فقهای شورای نگهبان نمایندگان مجلس نخست وزیر مرجع تقلید دانشجو روزنامه نگار خبرنگار- مقالات سیاسی وحدت ملی وفاق جاسوس جاسوسی محرمانه اسناد سری براندازی جنگ صلح تهدید نظامی جنگ سرد کودتا ترور شایعه دروغ عملیات روانی مشروطه تبلیغات صلاحیت راهپیمایی رسانه های خبری بیگانه رادیوهای سانسور نشریات زنجیره ای سلطه طلبی زنان کودکان آواره اصلاح طلبی خشونت شیطان بزرگ افراط خواص عوام فقر فساد تبعیض گفتگوی تمئنها جنگ رویارویی فیلم کتاب اعتصاب شکنجه جریان شناسی فروپاشی تغییر شکل مدینه فاضله نافرمانی مدنی مقاومت فعال احزاب سیاسی حزب کوی دانشگاه قتلهای زنجیره ای کنفرانس برلین لوایح لایحه نظارت استصوابی انتخابات اختیارات خروج از حاکمیت استعفا رفراندوم همه پرسی تهاجم حمله دفاع مقدس نظرسنجی دادگاه توقیف مقاله سیاست فرهنگ هنر اقتصاد سرمایه قرائتهای مختلف حقوق بشر موج سوم دموکراسی پنهانکاری و دموکراسی نیرنگ - جمهوری اسلامی انقلاب اسلامی ایران مجمع تشخیص مصلحت نظام مجلس شورای اسلامی وزارت اطلاعات امورخارجه کشور علوم ارشاد ارتش سپاه بسیج صدا و سیما جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شورای شهر تهران سازمان ملل شورای امنیت دانشگاه تهران دانشگاه هاروارد کوی دانشگاه کاخ سفید كنگره سازمان سیا شورای روابط خارجی امريكا نهضت آزادی جبهه مشارکت حزب توده مجاهدین خلق منافقین مجاهدین انقلاب اسلامی کارگزاران تحکیم وحدت - شوروی کانادا استرالیا روسیه سوریه ایران آمریکا عراق انگلیس عربستان شیلی لبنان پاناما نیکاراگوئه اکودور لهستان افغانستان چین پرتغال گرانادا کامبوج ویتنام الجزایر فیلیپین السالوادور پاکستان - روزنامه کیهان جمهوری اسلامی جام جم اطلاعات واشنگتون پست نیویورک تایمز الشرق الاوسط
۱۳۸٢/۱/۳۱
استعفاي خاتمي منتفي است
* «آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست؟ يك قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي كنم . اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي كنم.» (صحيفه امام ج 14 ص 377) بالاخره بررسي لوايح دوگانه دولت در مجلس پايان يافت و اين لوايح به تصويب رسيد. در اين خصوص بايد گفت اگرچه برخي نواقص حقوقي لوايح، توسط نمايندگان برطرف شده است اما هنوز هم در هر دو لايحه تضادهاي غير قابل انكاري با قانون اساسي وجود دارد . لذا شوراي نگهبان طبق مسئوليت قانوني خود قطعا نمي تواند با لايحه افزايش اختيارات رييس جمهور موافقت نمايد و علي القاعده اين لايحه نيز بايد مانند لايحه حذف نظارت استصوابي از سوي اين شورا به مجلس بازگردانده شود. طرح سوخته شعار خروج از حاكميت، از آغاز «پروژه لوايح دوگانه» تا كنون، بارها از جانب افراطيون سر داده شده است. اما چند وقتي است كه به دو دليل عمده، مساله استعفاي نمايندگان كمتر در ميان مواضع افراطيون ديده مي شود. دليل اول اين امر اعترافات صريح و تكان دهنده عباس عبدي پيرامون مبحث خروج از حاكميت است كه اهداف پشت پرده بانيان آن را برملا نمود و دليل ديگر آن، نتايج انتخابات اخير شوراهاست كه به عناصر افراطي فهماند استعفاي آنها، نه تنها بحراني در جامعه ايجاد نخواهد كرد، بلكه خشنودي مردم را نيز در پي خواهد داشت، مردمي كه خواهان حل مشكلات اصلي خود هستند و از بازيهاي سياسي و جنجالهاي دروغين خسته شده اند. به همين دلايل است كه افراطيون اين روزها كمتر شعار خروج از حاكميت را سر مي دهند. بحران آفريني با تمام توان برنامه ديگري كه غوغاسالاران براي پيشبرد «پروژه لوايح» تدارك ديده اند، ايجاد بحرانهاي حاشيه اي متعدد به منظور ملتهب كردن فضاي سياسي كشور است. آنان كه بعد از پشت سر گذاشتن تجربه اي چند ساله، در بحران آفريني يدي طولا پيدا كرده اند، اكنون درصددند تا نگذارند ماجراي لوايح، سير طبيعي خود را طي كند. از آنجا كه اين عناصر، حاضر به تمكين دربرابر قانون نيستند، تنها راه چاره را براي تحت الشعاع قرار دادن نواقص قانوني اين دو لايحه، در ايجاد بحران مي بينند. به عبارت ديگر چون در از جهت حقوقي قادر به دفاع از لوايح خود نيستند، تلاش مي كنند موضوع را به عرصه هاي تبليغاتي و سياسي بكشانند. شگرد جديد افراطيون «در صورت عدم تصويب لوايح چاره اي جز رفراندوم نيست» . «اگر لوايح توسط شوراي نگهبان رد شود آنها را به رفراندوم مي گذاريم» . «اصلاح طلبان هرگز بر سر اين دو لايحه معامله نخواهند كرد و قطعا آن را به رفراندوم خواهند گذاشت» . «رفراندوم را در دستور كار خود قرار داده ايم » . اتكاي افراطيون به آمريكا كساني كه رويدادهاي سياسي ايران در چند سال اخير را دنبال كرده باشند حتما به ياد دارند كه بارها اين اتفاق شوم تكرار شده است كه مقامات آمريكايي مطلبي را بر ضد جمهوري اسلامي عنوان كرده اند و با فاصله زماني اندكي، پژواك آن مواضع در ايران، از جانب عناصر دو چهره داخلي شنيده شده است . هرچند افراطيون همواره ادعا مي كردند كه اين هماهنگي ها تماما تصادفي است و اين تصادفها را نيز به فال نيك مي گرفتند (!) اما گويا اين بار در پروژه لوايح دوگانه، نه تنها قصد ندارند حمايت آمريكا از خود را كتمان كنند، بلكه مي خواهند با گوشزد كردن تهديدات نظامي آمريكا، با زبان بي زباني، براي مردم و نظام خط ونشان بكشند. اين روند تا آنجا پيش رفته است كه حتي در روزهاي اخير برخي از افراطيون وابسته به يك حزب ورشكسته سياسي و يك سازمان نامشروع ، در مصاحبه هاي خود با برشمردن خواسته هاي مشتركشان با خواسته هاي سازمان جاسوسي سيا و كاخ سفيد، اعلام كرده اند كه اگر به اين خواسته ها توجه نشود، آمريكا به ايران حمله خواهد كرد(!) استعفاي خاتمي قطعا منتفي است افراطيون، همواره به گزينه استعفاي رييس جمهور به عنوان برگ برنده خود نگريسته اند و آن را راه حلي براي خروج از انفعال سياسي مي دانند. از اين رو، تلاش آنها جهت فشار بر خاتمي و زمينه سازي براي استعفاي او از مدتها پيش آغاز شده است، تا جايي كه حتي چند بار در اظهاراتي قيم مآبانه، اعلام كرده اند «رييس جمهور در صورت عدم تصويب لوايح استعفا خواهد داد» (!) معيارهاي دوگانه متاسفانه بايد اذعان كرد كه به غير از عناصر افراطي و مساله دار، برخي اعضاي معتدل جبهه دوم خرداد نيز جزو طرفداران لوايح دوگانه دولت به شمار مي روند . به نظر مي رسد اولين انتظار عمومي از اين طيف از حاميان لوايح دوگانه اين باشد كه سكان هدايت و تصميمگيري در اين زمينه را از افراطيون بگيرند و نگذارند بحران آفرينان به اهداف خود برسند. انتظار ديگري كه از عقلاي جبهه دوم خرداد وجود دارد اين است كه سياست يك بام و دو هوا را كنار بگذارند و لااقل به معيارهايي كه خود ترسيم كرده اند پايبند باشند. مگر دولت خاتمي و مجلس ششم از قوه قضاييه توقع نداشتند كه از مطالبه اختيارات قانوني خويش چشم پوشي كند و خواسته به حق خود مبني بر برگشت امور قضايي تعزيرات به دستگاه قضايي ـ كه اكنون در دست دولت است ـ را مسكوت بگذارد؟ و مگر مجمع تشخيص مصلحت نظام با در خواست دولت و مجلس در اين زمينه موافقت نكرد و مساله را براي يك سال مسكوت نگذاشت؟ پس حتي اگر فرض را بر منطقي و قانوني بودن لوايح دوگانه بگذاريم، باز هم نمي توان عملكرد حاميان لوايح و رفتار دوگانه آنها را در برخورد با «پروژه لوايح» توجيه كرد. آيا بهتر نيست عقلاي جبهه دوم خرداد با لوايح دوگانه نيز طبق همان منطق و معيار برخورد كنند ؟
۱۳۸٢/۱/٢٧
حدود مجلس ، تحديد رييس جمهور
* «آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست؟ يك قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي كنم . اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي كنم.» (صحيفه امام ج 14 ص 377)
۱۳۸٢/۱/٢۱
رجايي و اختيارات رئيس جمهور
دراينكه حتي مقايسه ميان بني صدر و آقاي خاتمي اهانت به تمام مردم ايران و همچنين اهانت به شخص آقاي خاتمي است شكي وجود ندارد. هدف اين نوشتار هم به هيچ وجه چنين مقايسه اي نيست. اما اگر بخواهيم انصاف دهيم شباهتهاي بسياري ميان مواضع برخي مدعيان حمايت از جناب آقاي خاتمي با مواضع بني صدر وجود دارد كه به هيچ وجه قابل كتمان نيست. شهيد رجايي 15/2/60: اينجانب موافق برداشت شما از اصول قانون اساسي در زمينه وظايف و اختيارات رئيس جمهور نمي باشم و شما نيز با درك و دريافت اينجانب از اصول قانون اساسي دراين زمينه موافق نيستيد. و اين درحالي است كه نه شما بعنوان رئيس جمهور حق تفسير قانون اساسي را داريد و نه اينجانب بعنوان نخست وزير. پس اين پيشنهاد را يكبار ديگر تكرار ميكنم كه بهتر است موافق اصل 98 قانون اساسي از شوراي نگهبان بخواهيد كه قانون اساسي را در اين زمينه تفسير كند و يكبار براي هميشه به اين بگو مگوها و نامه نگاريها پايان دهد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۳۸٢/۱/۱٤
سکوت سوال برانگيز
علي رغم تمامي سانسورهاي خبري و تلاشي كه براي پنهان نگاه داشتن حقايق جنگ نامشروع آمريكا و انگليس بر ضد عراق صورت مي گيرد، همه روزه تصاوير متعددي از اجساد متلاشي شده و خونين زنان و كودكان بي پناه عراقي در رسانه هاي جهان منعكس مي شود. با اين همه در ايران، مدعيان دروغين اصلاح طلبي،سكوت پيشه كرده اند و از هرگونه موضع گيري ضد آمريكايي و محكوم كردن جنايات جنگي آمريكا و انگليس در عراق خودداري مي كنند.
۱۳۸۱/۱٢/٢٢
عاشورايي با پاياني تازه
مروري برعبرتهاي حادثه عاشورا در كلام رهبر فرزانه انقلاب 1 - جا دارد اگر ملت اسلام فكر كند كه چرا 50 سال بعد از وفات پيغمبر ، كار كشور اسلامي به جايي رسيده باشد كه همين مردم مسلمان ، از وزيرشان، اميرشان، سردارشان، عالمشان، قاضيشان و قاريشان در كوفه و كربلا جمع شوند و جگر گوشه همين پيغمبر را با آن وضع فجيع به خاك و خون بكشند؟!
۱۳۸۱/۱٢/۱٧
کتاب مقدس براندازان
اشاره: هانتينگتون را به جنگ تمدن ها مي شناسند؛ درست نقطه مقابل گفت وگوي تمدن ها كه شعار اصلاح طلبي در ايران شده است. برحسب ظاهر اصلاح طلبان بايد در نقطه مقابل تفكرات هانتينگتون باشند، اما طيفي از مدعيان اصلاح طلبي در يك استراتژي گام به گام پاي در راهي مي گذارند كه «هماهنگ كننده امنيتي شوراي امنيت ملي در كاخ سفيد» (هانتينگتون) تئوريزه و عملياتي كرده است؛ مسير براندازي. مطلبي كه مي خوانيد، اين اتحاد و ائتلاف متناقض را بررسي مي كند. ساموئل هانتينگتون (Samuel P Huntington) استاد برجسته كرسي «حكومت» و مدير مؤسسه مطالعات استراتژيك دانشگاه هاروارد آمريكا است و سابقاً رئيس جامعه علوم سياسي آمريكا و از مؤسسان مجله سياست خارجي بوده است. شهرت جهاني او بيشتر به خاطر نظريه برخورد تمدنهاي اوست. (1) اما مقاله حاضر، به اين نظريه مشهور نمي پردازد بلكه موضوع آن كتابي از اين نظريه پرداز آمريكايي است كه براندازان و تجديدنظرطلبان و يا به تعبير خود او «اصلاح طلبان» آن را «كتاب مقدس» خود مي دانند؛ كتابي كه چهره حقيقي هانتينگتون را هرچه بيشتر نمايان مي كند. او در پس اين چهره علمي، فعاليتهاي سياسي خود را همراه با هنري كيسينجر، برژينسكي و استانلي هافمن در شوراي روابط خارجي امريكا آغاز كرد كه اصلي ترين نهاد رهبري سياست خارجي آمريكا است. او همچنين سمتهاي سياسي، امنيتي و اطلاعاتي متعددي را از سال 1969 تا كنون عهده دار بوده است: دستورالعملهايي براي براندازي نويسنده در چند فراز از كتاب به تناسب موضوع بحث خود «رهنمودهايي براي هواخواهان(7) دمكراسي» جهت سرنگوني يا تغيير نظامهاي تهديد كننده منافع آمريكا ارائه كرده است. اين دستورالعملها چنان گويا است كه نيازي به توضيح بيشتر به منظور نشان دادن مطابقت كامل آنهابا مواضع، مقالات و سخنرانيهاي «مهره هاي داخلي پروژه براندازي» نيست. توصيه هايي براي براندازان سري دوم دستورالعملهاي كتاب هانتينگتون ذيل عنوان «برانداختن رژيمهاي اقتدارگرا»(17) به تشريح فرايند فروپاشي پروژه براندازي مي پردازد. در توضيح فرايند فروپاشي بايد گفت در اين فرايند يا اساساً اصلاح طلبان در حكومت وجود ندارند و يا اينكه در موازنه قدرت دچار ركود شده اند و به اصطلاح به بن بست رسيده اند. اينجاست كه پروژه براندازي وارد فاز «نافرماني مدني»(18) و «مقاومت فعال» مي شود. تكيه گاه اصلي فرايند فروپاشي بر حضور مردم و جنبشهاي اجتماعي استوار است. جنبشهايي از قبيل: جنبش جوانان، جنبش دانشجويان، جنبشهاي كارگري و جنبشهاي قومي. (19) واقعه ناگهاني هانتينگتون، به دانشجويان، به چشم افرادي مي نگرد كه در هر كجا باشند با هر حكومتي مخالفت خواهند كرد و معتقد است به همين خاطر «اصلاح طلبان»(۲۶) نيازي به استفاده از ترفندهاي پيچيده براي همراه كردن دانشجويان با خود ندارند. «دانشجويان، مخالفان جهاني هستند؛ آنها با هرگونه رژيمي در جامعه خود مخالفند. اما قادر به سرنگوني رژيم نيستند.»(۲۷) چرا كه «از حمايت ديگر گروهها در ميان مردم برخوردار نيستند.»(۲۸) اسلام مانعي براي براندازي همانطور كه قبلا اشاره شد از ديد هانتينگتون ايران كشوري است كه بويي از دمكراسي غربي و نظام ليبرالي نبرده است و بايد در اين مسير گام بردارد. بدين معني كه بايد مدل حكومتي خود يعني «ولايت فقيه» را تغيير دهد. ولي در عين حال نيز معترف است كه اجراي دستورالعملهاي ارائه شده در كتابش براي براندازي نظامي مانند نظام جمهوري اسلامي ايران كافي نيست چرا كه مانعي بزرگ بر سر راه عملي شدن اين پروژه وجود دارد و آن آيين اسلام و فرهنگ اسلامي است. وي بر اين باور است كه در ميان فرهنگهاي گوناگون جهان بيشترين فرهنگي كه با دمكراسي غربي«خصومت مي ورزد» اسلام است. (۳۰) چگونه مي توان از سد اسلام گذشت؟ نويسنده كتاب، اصول اسلامي را به دو دسته تقسيم مي كند: گروهي را موافق و گروهي را مخالف دمكراسي معرفي مي كند. سپس در مقام ارائه پاسخ به اين سؤال كه «چگونه مي توان از اين مانع تحقق دمكراسي (اسلام) عبور كرد؟» به طرح دو پرسش ديگر مي پردازد و مي نويسد: «1- چه اصولي در اسلام... با دمكراسي سازش دارند؟ و 2- چگونه و تحت چه شرايطي اين اصول قادرند عناصر غيردمكراتيك را در آن سنتهاي فرهنگي كنار بزنند؟» (۳۱) نقش ايالات متحده در اجراي پروژه براندازي گاه «نقش آمريكا مستقيم و قاطع است» (۳۵) و گاه غيرمستقيم و پشت پرده. شيطان بزرگ علاوه بر تربيت و آموزش هسته مركزي عناصر برانداز و كنترل نامحسوس ساير عناصر اين پروژه، معمولا اقدامات فراوان ديگري نيز جهت حمايت همه جانبه از براندازان انجام مي دهد. از آنجا كه اين قبيل اقدامات آمريكا در سرتاسر جهان رسوائيهاي متعددي را براي ايالات متحده به بار آورده است، هانتينگتون نيز فايده اي در انكار آن نمي بيند و صراحتاً مي نويسد: ماهيت سفيران آمريكا هانتينگتون در تشريح ماموريت هايي كه وزارت امور خارجه آمريكا به سفراي خود محول كرده است توضيح مي دهد كه اين وظايف تنها به حفظ روابط حسنه با ساير حكومت ها محدود نمي شود بلكه سفيران آمريكا بايد به فكر «پيشبرد دمكراسي» و «انتشار آزادي» در كشورهاي محل مأموريت خود نيز باشند.(۴۲) ضمناً اشاره مي كند كه علي رغم «خطرات هولناكي» كه بر اين امر مترتب است وزارت خارجه با جديت پيگير اين موضوع مي باشد.(۴۳) پي نوشت ها 1- اين نظريه ابتدا در نشريه «فارين افيرز» توسط هانتينگتون مطرح شد و انعكاسي جهاني يافت.
۱۳۸۱/۱٢/٢
سوال مفهوم نيست !
مسلما مصاحبه كردن به خصوص براي كساني كه تازه سري در عالم سياست درآورده باشند، كار ساده اي نيست. بسيار اتفاق افتاده است كه بخشهايي از مصاحبه هاي اين افراد، نقل مجالس و محافل گشته و دهان به دهان در كوچه و بازار پخش شده است. گاهي اوقات مشكل از آنجا ناشي ميشود كه مصاحبه شونده منظور مصاحبه گر را متوجه نميشود، اما براي اينكه به قول معروف كم نياورد، هر طور كه شده با كلي بافي و مبهم گويي جوابي سرهم مي كند و خود را از مخمصه نجات مي دهد. * * * به خبرنگاران محترمي كه با اين گونه مسولين مصاحبه مي كنند توصيه مي شود، يا از الفاظ ساده تري استفاده كنند و يا واژه هايي را كه احساس مي كنند ، مصاحبه شونده معني آنها را نمي داند براي او بشكافند. تنها توصيه اي نيز كه مي توان به اين گونه مصاحبه شوندگان نمود، اين است كه حتي المقدور بيشتر مطالعه كنند و كمتر دست به مصاحبه بزنند.
۱۳۸۱/۱۱/٢٥
كناره گيري قهرمانانه
50 سال پيش در مرداد ماه سال 1331 دكتر مصدق كه علاوه بر پست نخست وزيري، وزارت جنگ را نيز بر عهده داشت ، سرلشكر وثوق را به عنوان معاون خود در وزارت جنگ برگزيد. اين اقدام او تعجب مردمي را كه بعد از استعفاي سوال برانگيز او براي بازگرداندنش به كرسي نخست وزيري، در 30 تير به رهبري آيه الله كاشاني قيام كرده بودند برانگيخت، چراكه مي ديدند عامل اصلي سركوب و كشتار مردم در آن قيام ، اكنون به جاي اينكه محاكمه و مجازات شود ، مورد عنايات نخست وزير قرارگرفته و در عالي ترين مناصب حكومتي به كار گمارده شده است. * * * يك سال بعد (مرداد ماه 1332) وقتي مصدق عليرغم اختيارات فراوان و حتي به دست آوردن اختيار قانونگذاري مجلس به بهانه اينكه « درصدد انجام كارهاي بزرگ و موثر است» عملا نتوانست كاري از پيش ببرد دلسرد شد و تمايل به ماندن در راس قدرت را از دست داد . از اين رو به دنبال فرصتي مي گشت تا بتواند قبل از برملا شدن ناكامي هايش، قهرمانانه عرصه سياست را ترك كند. در همين ايام كودتايي در حال شكل گيري بود ، كودتاي آمريكايي 28 مرداد. لذا در 27 مرداد ، آيه الله كاشاني كه مي ديد آمريكايي ها با بهره گيري از اشتباهات مصدق در صدد باز گرداندن ديكتاتوري به كشور هستند ، براي اتمام حجت خطاب به او نوشت : « اينجانب مستظهر به پشتيباني ملت ايران هستم . والسلام » ساعتي چند از ارسال اين پاسخ كوتاه نگذشته بود كه دولت مصدق بر اثر كودتا سرنگون شد.
۱۳۸۱/۱۱/۱٥
مروري بر عملكرد سازمان سيا
پيروزي بدون جنگ «كوششهاي ما براي تاثيرگذاري بر روند حوادث در يك كشور خارجي بدون آنكه جاي پايي از خودمان باقي بماند، توسط بخش عمليات پنهاني طراحي و به اجرا در مي آيد. اين نوع عمليات را غالباً به CIA محول مي كنند، زيرا تنها CIA است كه مي تواند عملي را بدون جنجال تبليغاتي با حداكثر پنهانكاري سياسي و سازماندهي شبه نظامي مخفي به اجرا در آورد».(1) «استانسفيلد ترنر» ، رئيس سازمان جاسوسي CIA در زمان كارتر در مورد عملياتهاي پنهاني سازمان CIA بايد گفت كه آنها بعضاً بسيار فشرده و كوتاه هستند اما همين عملياتهاي ضربتي نيز حاصل سلسله اقدامات زنجيره واري است كه در خلال مدتي مديد به اجرا در آمده است. ترنر رييس سابق CIA در اين باره با اشاره به يكي از عملياتهاي پنهاني CIA در ايران مي نويسد: مداخله در انتخابات رياست جمهوري انتخابات 1964 رياست جمهوري شيلي در پيش بود . دو رقيب اصلي در اين انتخابات «ادوارد فري» نامزد حزب دموكرات مسيحي و «سالوادور آلنده» نامزد سوسياليست بودند . از آنجا كه آمريكا در شيلي منافع حياتي بسياري داشت برايش بسيار مهم بود كه چه كسي عهده دار پست رياست جمهوري خواهد شد ، از همين رو از سال1964 سازمان CIAبه طور جدي فعاليتهاي خود را در شيلي آغاز كرد و از هيچ كوششي براي شكست سالوادور آلنده فرونگذاشت؛ از پرداخت هزينه هاي انتخاباتي(8) رقيب آلنده گرفته تا «چاپ پوستر و پخش برنامه هاي راديويي ، نمايش فيلم ، توزيع جزوه و درج مقاله در مطبوعات»(9) در نهايت تلاشهاي CIAدر جريان انتخابات 1964 باعث شد تا فري بتواند مقام رياست جمهوري را بدست آورد. براندازي حكومت دمكراتيك برگزيده مردم علي رغم تمام توطئه ها ، فشارها و كارشكني ها ، آلنده كه رهبري اتحاد مردمي رابعهده داشت موفق شد تا در عين ناباوري تمامي ناظرين در انتخابات 1973، 44% آراء را به خود اختصاص دهد. اين پيروزي براي كاخ سفيد بسيار گران تمام شد و به منزله زنگ خطري براي سازمان CIAبود. مقامات كاخ سفيد ديگر نمي توانستند ادامه كار دولت شيلي را تحمل كنند. از اين رو عمليات هاي پنهاني متعددي به جريان افتاد ، حملات تبليغاتي و رواني گسترده تر و سخاوتمندي CIAهم بسيار بيشتر شد. زمينه هاي يك اعتصاب سراسري كم كم فراهم گرديد و برنامه ريزيهاي لازم صورت گرفت. اگر اعتصابات با موفقيت انجام مي شد زمينة كودتاي نظامي فراهم مي شد.
حيات اقتصاد شيلي كه كشوري است باريك با مرزي طولاني از شمال به جنوب(16) به سيستم ترانزيتي و حمل و نقل وابسته است. از اين رو يك اعتصاب منسجم در صنعت حمل و نقل مي تواند هر دولتي را در شيلي سرنگون كند. «CIA سيلي از دلار به كشور (شيلي) سرازير كرد كه با آن كارفرمايان اعتصاب را حمايت كند»(17) وبدين نحو اعتصابات سراسري كاميون داران آغاز شد. بعد از گذشت چند روز شيلي عملاً فلج شده بود و همه چيز براي آغاز يك كودتاي نظامي مساعد به نظر مي رسيد. در 11 سپتامبر 1973 جت هاي جنگنده، كاخ رياست جمهوري شيلي را بمباران كردند و كودتا چيان دست به قتل عام وسيع مردم و افسران وفادار به آلنده زدند. بسياري از مردم نيز در جريان اين كودتا ناپديد شدند كه از سرنوشت آنان هنوز هم اطلاعي در دست نيست.(18)
پي نوشت ها _______________________________________________________________ 1 . استانسفيلد ترنر / پنهانكاري و دموكراسي/ ترجمه حسين ابوترابيان/ انتشارات اطلاعات1367 / ص 111.
۱۳۸۱/۱۱/۱٢
منتظر اعترافات بعدي باشيد
بهزاد نبوي 6/10/1381: در سال هاي آخر جنگ خيلي ها به اين نتيجه رسيدند كه سياست هاي غلطي كه مي توانست همه دنيا را عليه ما بسيج كند، منطقي نيست. البته شايد بعضي ها هنوز به اين حقيقت پي نبرده اند. اجماع جهاني براي اسكورت نفت كش هايي كه به خليج فارس مي آيند، به وسيله شوروي، چين، اروپا، كانادا، استراليا، آمريكا و... به سود كشور ما نبود. به هرحال، بالاخره بعد از جنگ به اين نتيجه رسيديم كه بايد تنش زدايي در روابط بين المللي كنيم و آمريكا از اين قاعده مستثني نبود. امام امت 3/12/1367: آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر نماييم و ما خامي كرده ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقعگرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند. اين يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب كفرآميز «آيات شيطاني» در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز را به حساب اشتباه و سوء مديريت و بي تجربگي نگذاريم و با تمام وجود درك كنيم كه مسئله اشتباه ما نيست، بلكه تعمد جهانخواران به نابودي اسلام و مسلمين است. **** شايد تضادي كه از مقايسه مواضع بهزاد نبوي با فرمايشات حضرت امام(ره) آشكار مي شود، براي كساني كه آقاي نبوي را نمي شناسند، عجيب جلوه كند. اما كساني كه سوابق او را مي دانند و مواضع او در سالهاي اخير را به ياد دارند، اين گونه تضادها را كاملاً طبيعي مي دانند. براي اين افراد حتي حمايت نبوي از اهانتهاي آغاجري و يا تلاشهاي او براي مذاكره با آمريكا و يا خط و نشان كشيدنهايش براي نظام نيز تعجب آور نبوده و نيست. كساني كه بهزاد نبوي را مي شناسند هرگز بر او خرده نمي گيرند و در مقابل مواضع او تنها لبخند مي زنند...
۱۳۸۱/۱۱/۱٠
آخرين راه حل
در تابستان سال 58، سعادتي يكي از عناصر بلندپايه سازمان مجاهدين خلق در تهران دستگير شد. اتهام او جاسوسي و "تهيه و تحصيل اخبار و اطلاعات سياسي و اجتماعي و نظامي" براي بيگانگان اعلام شد(به نقل ازكيفر خواست دادستان انقلاب). جنجالها از سوي سازمان متبوع وي آغاز گرديد و حتي اعلام فهرست اسناد و پرونده هاي محرمانه اي كه سعادتي از برخي دستگاههاي حساس به يك سازمان جاسوسي بيگانه داده بود هم نتوانست اين روند را متوقف كند. سازمان مجاهدين (منافقين) در بيانيه هاي متعدد ضمن توجيه عملكرد سعادتي به حمله به دستگاه قضايي پرداخت و نظام را به "دستگيري غير قانوني و شكنجه سعادتي" و"عدم رعايت عدالت و بيطرفي" متهم ميكرد(به عنوان نمونه مي توان به بيانيه 23/4/58 اين سازمان اشاره كرد). بني صدر هم اصرار داشت كه : « سعادتي جاسوس نيست »(كيهان 30/4/58). رجوي نيز هدف دادگاه سعادتي را ضربه زدن به سازمان مجاهدين اعلام كرد و دادگاه را سياسي خواند. او مدعي بود كه : «سازمان موجودي مظلوم است كه در زير ضربات استبدادي مقاومت ميكند »(انتشارات سازمان مجاهدين - 1359- سخنراني مسعود رجوي). چندي بعد مجاهدين خلق بدون حضور سعادتي به آغوش صدام پناه بردند. بني صدر هم با لباس زنانه از ايران گريخت ـ بعدها در اسناد به دست آمده از لانه جاسوسي مشخص شد كه او خود نيز جاسوس بوده است. **** در پاييز سال 61 سرويس اطلاعاتي پاكستان از محتواي افشاگري هاي يك افسر اطلاعاتي عالي رتبه شوروي كه به غرب پناهنده شده بود مطلع شد و ايران را نيز در جريان قرار داد. اگر چه فعالان حزب توده از همان سال 58 كم و بيش تحت نظر بودند اما پس از اين اطلاعات تازه بود كه كيانوري، دبير اول حزب توده در 17 بهمن 61 دستگير شد. سران حزب توده نسبت به اين بازداشت اعتراض كردند و تمام توان تبليغي خود را براي دفاع از دبير اول حزب خود به كار گرفتند. با اين همه، نورالدين كيانوري با دادگاه همكاري كرد و از ارتباط خود با يك سازمان جاسوسي بيگانه پرده برداشت. بعد از اعترافات او بود كه ساير فعالان حزب نيز در سال 62 دستگير شدند. بسياري از اين دستگير شدگان در ابتدا به كتمان حقايق پرداختند اما وقتي در دادگاه خود را در مقابل شهادت ها و اعترافات صريح ساير متهمين پرونده ديدند آنها نيز لب به اعتراف گشودند. نهايتا در بهار 62 انحلال حزب توده رسما اعلام شد. اظهارات و اعترافات صريح عباس عبدي عضو شوراي مركزي و از موسسين حزب مشاركت و متهم پرونده فروش اطلاعات به بيگانگان، حزب مشاركت را در وضعيت حساس و سرنوشت سازي قرار داده است. به نظر مي رسد براي فرار از سرنوشتي كه اعضاي سازمان مجاهدين خلق(منافقين) به آن دچار شدند و يا سرنوشتي كه نصيب اعضاي حزب توده گرديد، يك راه بيشتر در مقابل عقلاي جبهه مشاركت وجود نداشته باشد. قبل از پرداختن به اين آخرين راه حل، لازم است موضع گيري طيف هاي گوناگون حزب مشاركت در قبال دادگاه عبدي و اعترافات او مورد بررسي قرار گيرد. اگرچه اكثر اعضاي معتدل حزب مشاركت ترجيح دادند در قبال دادگاه عباس عبدي و اعترافات صريح او، سكوت پيشه كنند اما عناصر افراطي اين حزب از همان ابتدا با واكنش هايي عصبي و منفعلانه، جنجال آفريني را در دستور كار خود قرار دادند. اين افراطيون طبق روال هميشگي، در اولين اقدام براي به انحراف كشاندن افكار عمومي، دادگاه را سياسي لقب دادند و سعي كردند بي طرفي دستگاه قضايي را زير سوال ببرند. در گام بعدي كه بعد از انتشار اعترافات متهمين پرونده فروش اطلاعات به بيگانگان برداشته شد،براي اينكه بتوانند همكاري نسبي عبدي با دادگاه را كه منجر به رسوايي سران حزب مشاركت شده بود، تحت الشعاع قرار دهند، ادعا كردند كه متهمين پرونده در زير فشار شكنجه مجبور به اقرار شده اند و نتيجه گرفتند كه اين اعترافات فاقد ارزش قانوني است. هنگاميكه اين حربه نيز براي فرار از رسوايي موثر واقع نشد، گروهي از همين افراطيون مدعي اصلاح طلبي به تخريب چهره عبدي پرداختند و در گام بعدي سعي كردند با انكار نقش كليدي او را در تصميم گيري ها و برنامه هاي حزبي، از سرايت اتهامات عبدي به حزب مشاركت جلوگيري كنند. اعلام اين مطلب از سوي سران مشاركت كه "سرنوشت اين حزب به سرنوشت عبدي گره نخواهد خورد" نيز در همين راستا ارزيابي مي شود. در حال حاضر آنچه جاي تامل بسيار دارد، رفتار عناصر افراطي اي است كه تا قبل از اين براي جلوگيري از تخريب بيشتر وجهه حزب مشاركت در افكار عمومي، حاضر شده بودند سرنوشت حزبشان را از سرنوشت عبدي جدا اعلام كنند، اما امروز در تلاشند تا به هر نحو ممكن سرنوشت خود را به سرنوشت ساير اعضاي حزب خود گره بزنند. اين افراطيون كه خود را در آستانه رسوايي كامل مي بينند و از برملا شدن نقششان در پرونده فروش اطلاعات به بيگانگان و ساير پرونده هاي مشابه واهمه دارند، يقينا از هيچ كوششي براي سپر قرار دادن اعضاي معتدل و وجيه حزب مشاركت و حتي ساير گروه هاي دوم خردادي فروگذار نخواهند كرد. در مقطع حساس كنوني به نظر مي رسد براي فرار از سرنوشتي كه اعضاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) به آن دچار شدند و يا سرنوشتي كه نصيب اعضاي حزب توده گرديد، آخرين راه حل باقي مانده در برابر عقلاي حزب بحران زده مشاركت اين است كه اين حزب را به عناصر تندرو و غوغازيست آن واگذارند و باخروج خود از اين حزب نه چندان خوش نام، فرصت پنهان شدن در پس چهره هاي موجه و معتدل را از خاطيان افراطي سلب كنند.
۱۳۸۱/۱۱/٤
تي شرت آقاي ابطحي
اين روزها نام معاون حقوقي رئيس جمهور به خاطر نقشي كه در تهيه لوايح سياسي اخير دولت ايفا كرده است ، بر سر زبان هاست. چند روز پيش نيز محمد علي ابطحي، در يادداشتي كه در يكي از روزنامه هاي عصر به چاپ رساند، از تلاش 13 ساله گل آقا در عرصه طنز قدرداني كرد. او در مقاله خود آورده است:
۱۳۸۱/۱۱/٤
جريان شناسي واكنشها در ماجراي آغاجري
ماجراي اظهارات هاشم آغاجري، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب كه در همان ابتداي امر منجر به نامشروع شناخته شدن اين سازمان توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم گرديد، با اعلام حكم دادگاه همدان وارد مرحله تازهاي شده است. اگرچه از قبل از اعلام حكم دادگاه نيز بسياري صدور چنين حكمي را پيش بيني مي كردند، اما در عين حال امكان وارد آمدن شوك به جامعه نيز بر كسي پوشيده نبود و همان طور كه شاهد بوديم اين احتمال بعد از اعلام رسمي حكم دادگاه به حقيقت پيوست. شايد مهمترين عامل اين شوك وارده، بي سابقه بودن صدور چنين حكمي باشد. چراكه اين اولين بار بعد از انقلاب است كه دادگاهي براي اهانت كنندگان به مقدسات و منكران ضروريات دين، حكم اعدام صادر مي كند. البته مردم در دهه اول انقلاب بارها شاهد صدور چنين احكامي بوده اند، اما در تمامي آن موارد حضرت امام خود راسا حكم كرده بودند و دادگاه نقشي در صدور آنها نداشته است. مواردي همچون حكم سلمان رشدي، اعلام ارتداد جبهه ملي به خاطر اعتراض به لايحه قصاص و حكم اعدام زني كه در مصاحبه با راديو، حضرت زهرا (س) را متعلق به دوران گذشته قلمداد كرده و لذا "اوشين" را به عنوان الگوي خود معرفي كرده بود، همگي نمونه هايي از احكامي است كه از جانب امام صادر شدند و قوه قضاييه در صدور آنها دخالتي نداشته است. 1- برخي انتقادها نسبت به زمان اعلام حكم است، مبني بر اينكه در شرايطي كه عده اي تمام توان خود را صرف جنجال بر سر لوايح اخير دوگانه دولت قرار داده اند و قصد دارند تا بر ايرادات متعدد حقوقي وارد بر اين لوايح سياسي سرپوش بگذارند، اعلام اين حكم باعث انحراف افكار عمومي از اين مساله خواهد شد و با تحت الشعاع قرار دادن بحث لوايح زمينه لازم براي تحقق اهداف طراحان اين لوايح خطي و جناحي فراهم خواهد آمد. همانگونه كه مشاهده شد به هيچ وجه نمي توان همه اعتراض ها و انتقادهاي چهارده گانه مطرح شده نسبت به حكم آغاجري را از يك سنخ دانست و آنها را در كنار هم قرار داد. از اين رو كساني كه احيانا نسبت به حكم دادگاه انتقادي دارند، نبايد مرزبندي موجود ميان جريانات منتقد را ناديده بگيرند و بهانه به دست تجديدنظرطلبان و دشمنان قسم خورده اسلام و نظام اسلاميمان دهند.
۱۳۸۱/۱۱/۳
سياست بازان غير سياسي !
چندي پيش تيتر برخي از روزنامه هاي دوم خردادي به نقل از بيانيه ستاد انتخابات كشور انتخاب شده بود كه در آن خطاب به منتقدان آمده بود : " فضاي رسيدگي به لايحه انتخابات را سياسي نكنيد ". **** به راستي اگر لوايح اخير دولت سياسي نيستند، پس چرا طراحان آنها چشم خود را به روي نقدها و اشكالات حقوقي وارد بر آنها بسته اند؟ چرا بايد حقوقدانان و اساتيد حقوق منتقد لوايح اخير، از سوي برخي دولتمردان ، گستاخ ، بي ادب و بي سواد ناميده شوند؟ **** اي كاش غوغاسالاران به جاي عوام فريبي و ايجاد بحرانهاي ساختگي، به فكر حل مشكلات معيشتي مردم باشند. ستاد انتخابات هم بهتر است به جاي صدور بيانيه هاي طنز آلود و شتاب زده ، با خانه تكاني و ايجاد تحولات بنيادين، به فكر سلامت انتخابات و حفظ استقلال ستاد باشند، تا تجربه تخلفات گسترده انتخابات مجلس ششم دوباره تكرار نشود.
|
باسمه تعالي
فهرست مقالات
نشانگر را بر روي عكسها نگه داريد براي مشاهده مقالات منتقل شده به آرشيو بر روي عکس مربوطه کليک کنيد.
![]() |